![]() |
![]() |
|
. از دانشگاه صنعتي اصفهان . كارشناس ارشد الهيات . علاقمند به خدا، پيغمبر و اینجور مسائل .
صفحه نخست
با معناترين عكس تاريخ مطبوعات ايران
جـایی بـرای بـودن
|
● برادر من! مرحوم معارف تارزن! نبوده. "دوتار" میزده... آخه قانون کار را میدادند کی بنویسه؟ مش حسن بقال؟! اگر این کار را هم میکردند که میگفتید چرا از نخبگان و تیزهوشان مملکت استفاده نمیشود و از مش حسن بقال استفاده میشود. واقعا یک آدم حسابی هم که آمده در یک امر انضمامی مربوط به جامعه ورود کرده را باید اینطور مطرح کرد؟ ● اصلا از این واژهسازیهایتان خوشمان نیآمد: دولتی و سهلتی؛ قانون و قانان؛ برادر من فکر و فرهنگ با بازی با کلمات اصلاح نمیشود. زیاد به خودتان زحمت ندهید. برای این که زیاد هم سیاهنمائی نکردهباشم خدمتتان عرض میکنم که صرافت طبع و زبان داستانی "من او" بیشتر به تفکر نزدیکتر است تا این بازی با کلمات در کارهای اخیرتان. آقای امیرخانی من به شما علاقمندم، من شما را دوست دارم!(به سبک علاقه احمدینژاد به موسوی در مناظره) سعی کنید به عالم شاعرانه جوانیهایتان برگردید و دست از این مهندسی کلمات بردارید. هیچ تفکری با مهندسی کلمات زائیده نخواهد شد. ● این لحن همراه با گوشه و کنایه و از موضع بالا نسبت به شعارها و مواضع دولت احمدی نژاد هم برای بنده آزاردهنده بود. به نامه ای که ده سال پیش برای دوستتان نوشتهاید و در یک فصل کتاب آوردهاید دقت کنید و لحن آن را با لحن بقیه کتاب مقایسه کنید. انگار که دهسال پیش شما هم کنار همه مشکلات ایستادهاید و مانند همه ماجراها را نظاره می کنید و خیلی با احتیاط در بعضی جاها تقصیر را متوجه دولت و نهادهای حکومتی میکنید، اما در بقیه کتاب انگار که کار دست یک مشت آدم کوتاهقد کوتاهفکر است که حتما باید مراتب بیتدبیری آنها توسط شما افشاء شود. متأسفم که وقتی در همین نامه از وزیر تعاون وقت(سال 1378) صحبت میکنید میشود "وزیر شریف و زحمتکشی که تجربه مدیریت ستادیاش گرانقدر است" اما مثالهایتان از اقدامات دولت نهم (مانند مثال مشکل آب در خرمشهر ص 69) با لحنی عموما تمسخرآمیز و از موضع "ما میفهمیم، اما آنها هیچ چیز نمیفهمند" است. ● صحبت خاص دیگهای ندارم. بیشتر مواظب خودتون باشید. ● نوشته شده در تاریخ بیست و یکم خرداد 1389 |
جدیدا زیاد با ماشین از کنار سفارت روسیه رد میشوم. نمیدانم تابحال به وسعت زیاد این سفارتخانه و ساختمانهای داخل آن توجه کردهاید یانه؟(+) به نظر من که این وسعت از زمین و ساختمانهای چندطبقه داخل آن در مرکز شهر تهران به درد دوران استعمار و حزب توده و جنگ سرد و همه مناسباتی که وقتش گذشته است میخورد. یکی از ساختمان های داخل سفارت را یکبار شمردم ده طبقه بود! با اتاق های متعدد. واقعا اینقدر آدم چیکار میکنند اونجا؟! به رئیس جمهور محترم پیشنهاد میکنم در ادامه زمین گیر کردن توپولف و این موضعگیری اخیر در خصوص روسیه زمین های این سفارتخانه را هم آزاد کند و در طرح مسکن مهر در اختیار زوج های جوان قرار دهد! ● نوشته شده در تاریخ پنجم خرداد 1389 | |
|
Powered By NardebaN Graphic Home - This Template Designed By .:SFO:. |
|